
سلام دوستان
در این وبلاگ دیگه مطلبی نوشته نمیشه لطفا به آدرس زیر تشریف بیاورید که به زودی آپ می شود
فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش
را به محضر مقدس امام عصر(عج) و تمامی
شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم

سلام دوستان نظر شما در مورد مراسم قمه زنی و قمه زدن چیست؟؟نظر بدهید.


از روز ازل ســاقـی می خــانه علی بود در نــای زمان نـعــره مستــانه علی بود
مقصـود حق از گـردش پیــمانه علی بود در وادی خم هم خم و خمخانه علی بود
عید سعید غدیر بر تمامی شیعیان و دوستداران اهلبیت(ع)مبارک باد
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش
سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش
(عشق بازی)
عشــق بـازی کار هر شیـاد نیـسـت ایـن شکــار دام هر صیــاد نیــست
عــاشـقی را قـابــلـیـت لازم اســــت طـالب حـق را حـقیقـت لازم اسـت
عـشـق از مـعشـوق اول سـر زنـــد تا به عـاشـق جـلوه ی دیگـر کــند
تـا بـحـدی کــه بــرد هـستــی از او سرزند صد شورش و مستـی ازاو
شـاهــد ایــن مـدعی خــواهـی اگــر بر حــسین و حـالـت او کــن نــظـر
روز عـاشـورا در آن میـدان عـشـق کـرد رو را جـانب سلـطـان عشــق
بار الـهــا ایــن ســرم ایــن پـیـکـرم ایــن عـلـمـدار رشـیـد ایــن اکــبـرم
این سکـینه ایــن رقیـه ایــن ربــاب این عروس دست وپاخون درخضاب
این من و این ساربان این شمردون این تن عریان میان خـاک و خـون
این من و ایـن ذکـر یـا رب یـا ربــم ایـن من و ایـن نـالـه هـای زیـنـبـم
پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق ای حـسین ای یکـه تـاز راه عشق
گر تو بـر من عـاشقـی ای مـحـتـرم پرده بَرکش من به تو عـاشق ترم
غـم مـخور کـه مـن خـریـدار تــوام مـشتــری بـر جـنـس بــازار تــوام
هـر چـه بـودت داده ای در راه مـا مـرحبـا صـد مرحبـا خـود هـم بیـا
خود بـیـا کـه می کـشم مـن نـاز تـو عرش و فـرشم جملـه پـا انداز تـو
لـیـک خـود تنهـا نیـا در بــزم یــار خـود بیــا و اصغــرت را هـم بـیـار
خـوش بـود در بـزم یـاران بـلـبـلـی خــاصه در منقــار او بــرگ گـلـی
خـود تـو بـلبـل گــل علـی اصـغـرت زودتــر بـشـتـــاب ســوی داورت
«ناصر الدین شاه قاجار..اشک شفق ص 331»

امشب جان شیعه را شور وصفای دیگری است
اهل ولا را از شعف حـــال وهوای دیگری است
نای منادی را به ما زیبـــا نــــدای دیگری است
شهر مدینـــه شـــاهد نشــو نمــای دیگری است
سالروز ازدواج ساقی کوثر«حضرت علی (ع)» وسیده زنان عالم«حضرت فاطمه زهرا(س)»بر فرزند گرامیش«مهدی موعود(عج)»و تمامی شیعیانش
گرامی باد

شهادت نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت
امام جواد(ع) را به پیشگاه مقدس امام زمان(عج)
و دوستداران اهل بیت تسلیت عرض مینمایم

آنشب درون حجره مــردی نـــاله می کرد
با ناله اش خون گریـــه بــاغ لاله می کرد
آنشب گـــلی پژمـــرده در دسـت خزان بود
از نیـــش خاری خسته قلــب باغبـــان بود
آنشب دلی از تشنگی در سینـه می سوخت
پروانه را بـال وپـــری از کینـه می سوخت
آنشب جواد ابن الرضا در تـــب وتــاب بود
چون جد مظلومش حسین خشکیده لب بود
از تشنــــگی مـــــرغ دلــش فـــریاد می زد
آتــــــش بـــــه دام ودانـــه صیــــــاد می زد
جاری زجـــام دیـــــده اش خونـــاب می شد
مانـــنــــد شمـعــــی پـــیــــکر او آب می شد
با اشک چشمش باغ دیــن را زنــده می کرد
بـــر گریـــه او همســـــــر او خنـــده می کرد
در نــــوبهاران نخــــل عمرش گشت بی برگ
در نوجوانی همچـــو زهـــرا شد جــوان مرگ
در حـــــال اغمـــا نقش لــب رازی مگو داشت
گوئی بـــه زهــرا مـــادر خود گفتـــگـــو داشت
می گفـــــت آخـــــــر رشتـــه عمـــــرم گســـتند
آنـــانـــکه پــهــــلوی تـــــــو را از در شکستند
ژولیده نیشابوری

أَینَ الطّٰالِبُ بِدَمِ المَقتُولِ بِکَربَلٰاءَ

آغاز راه...
امام حسین(ع) شامگاه بیست وهشتم رجب از مدینه خــارج شد وبه محض ورود
به مکّه خبرش در بین مردم منتشر شد وهمه با هم میگفتند که امام حسین(ع) برای آنکه زیر بارذلت بیعت با یزید نرود از وطن خویش هجرت کرده واین خبر تا کوفه هم رسید.
مردم کوفه از امام حسین(ع)که در مکه به سر می بردخواستند تا به عراق آید
وحاکم برآنها بشود.
امـام حسین(ع) پسر عمـوو نماینده خود مسلــم بن عقیـل را جهت آزمــایش و امتحــان مردم کــوفه فرستاد تـا وفــاداری وعهد و پیمانشـان را محـک بزند.
مـسلم بن عقیل به کــوفه رفـت ابتدا با استقبـال گرم و بی نظیر کوفیان روبرو شد،هزاران نفربه عنوان نایب امام(ع)با اوبیعت کردند.
مسلم(ع)هم نامه ای به امام حسین(ع) نوشت که هرچه زودترحرکت کن که مردم
به وجود تو نیازمندند.
اگر چه امام حسین(ع)کوفیان را خوب می شناخت و بی وفایی و بی مهری آنهارا
در زمان حکومت پدر بزرگوارشان حضرت امیر المؤمنین علی(ع)دیده بود ولی
برای اتمام حجت و اجرای أوامر الهی تصمیم به رفتن کوفه گرفت.
روز هـشتم ذی الحـجه که معمولا حجـاج بیـت الله آماده بــرای رفتن از مکه به عرفـات و وقوف در آن می شوند امام حـسین(ع) از مـکه به طرف عراق حرکـت
کـرد و با ایـن کـار هم بـه وظیفه خـود عمل کــرد وهـم به مسلمـانان که از نقـاط مختلـف جهان آمده بودند فهمـاند که پـسر پیـامبر شما برای مبـارزه با یزید از مکه خارج می شود و علیه او قیام می کند.
یزید که از آمدن مسلم بن عقیل به کوفه مطلع شد و مخصوصاً که شنید کوفیان
استقبـال گرم وبا شکـوهی از او کـرده اند ابـن زیادرا که از پلیدترین یارانش بود به کوفه فرستاد.
ابن زیاد هم از ضعف ایمان و نفاق و ترس مردم کوفه استفاده نمود وبا تهدید و
ارعاب آنان را از دور و اطراف مسلم پراکنده ساخت و در یک روز ودر یک برخورد کوچک همگی مسلم را تنها گذاشتندولی اوبه تنهایی با یاران ابن زیادبه جنگ پرداخت و پس از جنگی دلاورانه اسیر شد و بر بام دارالأماره او را به
شهادت رساندند.
ابـن زیاد با دهها نیرنـگ و فریب همان مـردم بی وفا را کــه از امام حسین(ع)
برای آمدن به عراق نامه نوشتند و دعوت کردند تشویق و ترغیب نمود تا به
جنگ با امام حسین(ع) برخیزند.
امـام حسین (ع) که با عـلم امـامت می دانست راهی که انتخـاب کــرده منجر به شهــادتش می شـود از پیمـان شـکـنی کوفیــان نهراسید و همچنان به حرکـت خود برای رسوا کـردن حکـومت ضد اسلامی یزید پلید و پیروانش ادامه داد.
واین جمله را شاید مکرر می فرمود که :
«مَن کـانَ باذِ فِینا مُهجَتَهُ وَ مَوَ طَّنـاً عَلی لِقاءِاللهِ نَفسَهُ فَلیَرحَـل مَعَنا»
هر کس حاضر است در راه ما خون قلبش را بدهد و به ملاقات پروردگار بشتابد
همراه کاروان ما بیاید.
(( ادامه دارد))
«سیره عملی اهلبیت.سید کاظم ارفع»

زیارت واقعی امام حسین(ع)
شخصی از بزرگان هندبه قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر
آمدومدت شش ماه در آنجا ساکن شدودراین مدت داخل حرم مطهر
نشده بود و هروقت زیارت حضرت امام حسین(ع)را اراده می کرد،
بر بام منزل خود رفته،به آن حضرت سلام می کردو او را زیارت
مینمود؛تا اینکه سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان
آن عصرومرسوم به «نقیب الاشراف»بود رسانید.
سید مرتضی به منزل او رفت ودر این خصوص او را سرزنش
نمود و گفت:«از آداب زیارت در مذهب اهل بیت(ع) این است که
داخل حرم شوی وعقبه وضریح را ببوسی. این روشی راکه تو
داری،برای کسانی است که در شهرهای دور میباشند ودستشان به
حرم مطهر نمی رسد.»
آن مرد چون این سخن را شنید گفت:«ای نقیب الاشرف» ازمال
دنیاهر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.
هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و
گفت:«من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش
رابدعت و زشت میدانم و نهی از منکر واجب است.»
وقتی آن مرد این سخن را شنید،آه سردی از جگر پر دردش
کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش
را پوشید و پا برهنه وبا وقار از خانه خارج شد و با خشوع و
خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا اینکه
به در صحن مطهر رسید .
نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید.سپس
برخاست و لرزان،مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد
در آب انداخته با شند، بر خود می لرزید و با رنگ و روی زرد،
همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت
می کرد تا اینکه وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا
آورد و زمین را بوسید و بر خاست و مانند کسی که در حال
احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را
به در رواق رسانید.
چون چشمش به قبر مطهر افتاد،نفسی اندوهناک بر آورد و
مانند زن بچه مرده،ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز
گفت:«اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء ؟
آیا اینجا جای افتادن امام حسین(ع) است؟آیا اینجا جای کشته
شدن حضرت سید الشهداء است؟»
پس فریاد کرد ونقش زمین شد وجان به جان آفرین تسلیم نمود
و به شهیدان راه حق پیوست».
(داستانهای علوی،ج4،ص210؛دارالسلام عراقی،ص301)

چشم درد آیهَ الله بروجردی وگِل سر عزاداران حسینی
مرحوم آیهَ الله برو جردی فرموده اند:« دورانی که در بروجرد بودم،
چشمانم کم نور شدهبود وبه شدت درد میکرد.تا اینکه روز عاشورا هنگامی که دسته های عزاداری درشهربه راه افتاده بود، مقداری گِل
از روی سر یکی از بچه های عزاداردسته-که به علامت عزاداری گِل
به سر خودمالیده بود- برداشتم وبه چشمان خود کشیدم،ودرنتیجه فوراً
چشمانم دید ونور خود را باز یافت و دردش تمام شد.»
(سیمای فرزانگان،ج3،ص186)
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله
وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ
بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم
اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین وَعَلی اَصحابِ الحُسَین

« پیام حسین »
بملتی که مرامــــش بــــود مرام حسیــن من احتـــــرام گــذارم به احتـــرام حسین
از آن جهت شده دیوان کربــــــلا دل ما که افتتـــــاح شده از ازل به نــــام حسین
هنوز یـــــاد کند قـــلب عالـــــم امکـــان ز ذوالجنـــاح که امد سوی خیـــام حسین
هنوز تشــــنه بگریــد چو آب میـــنو شد هنــوز می شنــود گوش دل پیـــــام حسین
بباغ سروخرامان بخاک وخون میریخت فتاد چون بزمین سرو خوش خرام حسین
نه چون حسین کسی سجده کرده درعالم نه کس قیـام نموده است چون قیام حسین
امید هست نگارنـــده را که در محشــــر خداش بنـــــده خود خواند وغـــلام حسین
( نگارنده)